خرید بک لینک
مریم عزیزخانی در آئینه آثارش: صدای بی‌صدایانصدای بی‌صدایانمجید نصرآبادیجزئیات بیشتر درباره مریم عزیزخانی در آئینه آثارش: صدای بی‌صدایانداستان، روایت، میکند، نویسنده، میشوددرباره نویسنده:مریم عزیزخانی متولد ۱۳۶۴ است و دانش آموخته‌ی رشته‌ی گفتار درمانی است. او متولد شهر بیجار است و تا به امروز سه اثر بلند داستانی منتشر کرده است و در ده‌ها مسابقه داستان‌نویسی معتبر، حائز رتبه‌های قابل تامل داستانی شده است. او سال ۱۳۹۹ در پنجمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ، با داستان "بعد، تو" شایسته تقدیر شناخته شد.آثادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 14:15

روایتی نو از تاریخ نَجران در دل شب‌های صحاری عربستانمجید نصرآبادیسَجیرنویسندگان: رجا عالِم، تام مَکداناترجمه: علی ملایجردیویراستار: سهیلا یوسفینشر :چارکوچه، چاپ اول، تابستان ۱۴٠۳، ۱۸۰ ص.️ «رجاء عالم» متولد سال ۱۹۷٠ است. برخی از آثار او به زبان عربی ممنوع شده است. او اهل مکه و مقیم فرانسه است و در کارنامه ادبی‌اش چندین جایزه و از جمله «من بوکر عربی» (سال ۲۰۱۱) را دارد. رجاء عالم در سال ۲٠٠۲ داستانِ «فاطما» را منتشر کرد و آن را به انگلیسی نوشت و بعد از اینکه توسط تام مکدانا، روزنامه‌نگار و سینماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 22:43

«دبیری مشاطه ملک است» مجید نصرآبادی «قلم را دانایان مشاطة ملك خوانده‌اند و سفیر دل و سخن تا بی‌قلم بود چون جان بی‌کالبد بود و چون به قلم باز بسته شود با کالبد گردد و همیشه بماند و چون آتشی است که از سنگ و پولاد جهد و تا سوخته نیابد نگیرد و چراغ نشود که از [او] روشنائی یابند.»(نوروزنامه، منسوب به عمر ابن ابراهیم خیام نیشابوری، به کوشش علی حصوری، کتابخانه طهوری، چاپ دوم ۱۳۵۷، ص ۵۵) نزدیک سه دهه است که یکی از مسائلم «امر نوشتن» است. ترغیب دیگران به نوشتن یکی از مسائلی است که همچون سایر مهارت‌های ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 22:43

مریم عزیزخانی در آئینه‌ی آثارشصدای بی‌صدایانمجید نصرآبادیدرباره نویسنده:مریم عزیزخانی متولد ۱۳۶۴ است و دانش آموخته‌ی رشته‌ی گفتار درمانی است. او متولد شهر بیجار است و تا به امروز سه اثر بلند داستانی منتشر کرده است و در ده‌ها مسابقه داستان‌نویسی معتبر، حائز رتبه‌های قابل تامل داستانی شده است. او سال ۱۳۹۹ در پنجمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ، با داستان "بعد، تو" شایسته تقدیر شناخته شد.آثار نویسنده:️تابستان، جای خالی، زمستانمریم عزیزخانینشر مایا: ۱۳۹۷این اثر رمانی کوتاه و خواندنی‌ست. "تابستان، جایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 22:43

رنج انتخابمجید نصرآبادیچی بپوشم؟ چی بخورم؟ کجا برم؟ کی برم؟ با چی برم؟اگر یک لحظه مرور کنید سوالاتی از این قبیل را که هر روز با آن مواجه هستیم، متوجه میشویم که بخش مهمی از زندگی روزمره ما را میسازند. اگر کمی دقیقتر و عمیقتر به این پرسشها نگاه کنیم، به راحتی متوجه خواهیم شد که در هر لحظه از عمرمان با این قبیل پرسشها روبرو هستیم.بیایید و یک روزتان را بررسی کنید و ببینید که از صبح تا شب با چند نمونه از این سوالات مواجه هستید. پرسشهایی که روزمان را طراحی میکنند. پرسشهایی که برای ما مسیر رفت و آمد، شیوههای خرید روزمره، شیوه مواجهه با دیگران، نحوه تربیت فرزندان، برخورد با مشتری و شیوههای معاملات اقتصادی را مشخص میکنند. این پرسشها حیات ما را و نحوه زیست و بودن ما را در این جهان صورتبندی میکنند.شاید فکر کنید این گونه نیست، که در هر لحظه با پرسشهایی از این دست روبرو باشیم؛ البته درست فکر میکنید. ما در هر لحظه به این قبیل پرسشها فکر نمیکنیم که برای خرید یک سطل ماست باید به کجا برویم اما نخستین دفعهای که خواستیم ماست بخریم، جستجو کردیم و پرسیدیم تا به یک انتخاب صحیح برسیم و پس از آن طبق بازخوردهایی که از خرید خود داشتیم، تصمیم نهایی را گرفتیم و بعد از آن مرحله، مطابق با عادت تصمیم میگیریم و دیگر ذهن خویش را برای یک خرید ساده درگیر نمیکنیم مگر این که فروشگاه همیشگی مورد نظر تعطیل باشد و برای خرید باید با نقشه دوم جلو برویم که به این کار ساخت الگوریتمهای ذهنی میگوئیم.احساس نیاز، بررسی اطلاعات، تصمیمگیری، فرآیند اجرایی، نتیجه و بازخورد، یک مسیر مشخص و معمول را پیشروی ما میگذارد تا مطابق با آن رفتار کنیم و در صورت شکست این فرآیند به دنبال مسیر انتخابی دیگری میروادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: جمعه 17 فروردين 1403 ساعت: 13:18

ادبیات'>ادبیات و فلسفه،'>فلسفه، دو روی سکهی زندگی.گفتوگو با مجید نصرآبادی درباره ادبیات و فلسفه*مسعود اصغرنژادبلوچی*ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: جمعه 17 فروردين 1403 ساعت: 13:18

زیرا تمامی دریچهها بسته استمجید نصرآبادیفیلم مستند "کلکین تنهایی من"کارگردان: ابوالفضل شکیبااصطلاح جوهر در فلسفهی ارسطویی برابر با موجودی است که در گذر زمان و مکان در حرکت است و هر جوهری از صورت و ماده تشکیل شده است. ماده توانایی بالقوهای از جوهر است که از صورتی به صورتی دیگر تبدیل شود. جهت مثال، چند متر پارچه، جوهر است که دارای صورتی است که ماده آن میتواند به شلواری تبدیل شود یا به یک کت و آن کت میتواند در گذر زمان تبدیل به یک دستمال یا هر چیز دیگری از جنس پارچه بشود.جوهر در زمان و مکان در حرکت است و امتداد مییابد و از صورتی به صورتی دیگر تبدیل میشود اما جوهریت آن همچنان پاینده است.برخی از ایدهها هستند که در گذر زمان دچار تحول میشوند و از صورتی به صورتی دیگر تبدیل میشوند. ایدههایی که اصالت دارند، قابلیت آن را دارند که به چند ایدهی دیگر به گونهای پیوستار با ایدهی اصلی مجال ظهور و بروز پیدا کنند. ایدهها هم از نظرگاه دکارت از جوهریت برخوردار هستند یعنی میتواند در گذر زمان از شکلی به شکلی دیگر تبدیل شوند. فکر و اندیشه از نظر دکارت یک جوهر مستقل دارد. هر ایدهای، فکری و اندیشهای میتواند در زمان و مکان دیگری به ایده، فکر و اندیشهی دیگری تبدیل شود که در عین حال پیوندی ارگانیک با ایده اولیه داشته باشد. هنرمندان، پیشهوران، صنعتگران، نویسندگان و انسان خلّاقی میتواند از این خاصیّت جوهری برخوردار باشد که ایدههایی که از اصالت و محبوبیت برخودار هستند را در گذر زمان و مکان گسترش دهند. هنرمندان همیشه از این ویژگی بهره جستند و ایدههای ناب را تکرار و گسترش دادند.ابوالفضل شکیبا، مستندساز نیشابوری در شروع و اوج نفوذ طالبان بر افغانستان به کشور سفر کرد و از نزدیک با جبهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: جمعه 17 فروردين 1403 ساعت: 13:18

تاریخ فلسفه راتلجگروه نویسندگانده جلدمترجمین: حسن مرتضوی، علی معظمی، علی سیاحسال انتشار: از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱ترجمه تاریخ فلسفه راتلج بالاخره به پایان رسید. برخی از کتابها هستند که انتشارشان نفس آدمی را میگیرد و جان به لبش میکند. ترجمه تاریخ فلسفه راتلج از نشر چشمه یکی از این مجموعه آثار است. هرچند همین مجموعه را انتشارات حکمت با سرعت بیشتری به اتمام رساند اما نشر چشمه تا این مجموعه را کامل کند، حال خواننده را گرفت.چند دهه پیش همین اتفاق برای ترجمه تاریخ فلسفه کاپلستون نیز افتاد. تمامی جلدهای تاریخ فلسفه کاپلستون درآمده بود بجز جلد دو و سه، که چند سال طول کشید. هر سال باید انتظار میکشیدیم تا شاید یکی از جلدهای این مجوعهها به چاپ برسد و این انتظار زجرآور بود.سیزده سال انتظار برای در اختیار گرفتن یک مجموعه اثر، طولانی است. البته از داستان پشت پرده این کش آمدگی خبری ندارم که شاید قصهای دارد اما برای یک مجموعهدار تا زمانی که مجموعهاش کامل نشود، گوشهای از ذهنش درگیر تکمیل همین خلاء ناشی از نقایص دورهاش است.به هر حال در آخرین روز سال ۱۴۰۱ توانستم جلد دهم را هم بگیرم و به این انتظار پایان دهم اما هنوز چند مجموعهی دیگر نیز دارم که همچنان در انتظار بسر میبرند. باشد که روزشان بسر آید. + نوشته شده در سه شنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲ ساعت 9:35 توسط مجید نصرآبادی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1402 ساعت: 14:25

فرهنگ'>فرهنگ توصیفی یا فرهنگ دستوریمجید نصرآبادیفهم آدمی و کنشهای او تابعی از روان و اجتماع است. معمولاً میان روانشناسان و جامعهشناسان در رابطه با میزان تاثیرپذیری فهم و کنش آدمی از روان و اجتماع، مناقشات بحثانگیزی وجود دارد اما نقش جامعه در این میانه پررنگتر است.جامعه توسط سازوکارهای گوناگونی بر روی فهم و رفتار انسانها تاثیر میگذارد که یکی از مهمترین آنها "فرهنگ" است.چیستی فرهنگ و چگونگی تشخیص آن، همیشه از مباحث مطرح شده توسط اندیشمندان معاصر هست. تعریف "فرهنگ" دشواریهای خاص خود را دارد چون از گستردگی، ابهام و درهمتنیدگی برخوردار است.فرهنگ را یک مفهوم گسترده میدانند که شامل باورها، ارزشها و رفتارهای مطابق با هنجارهای موجود در جوامع بشری مطرح شده است. فرهنگ همچنین شامل مجموعهای از دانشها، باورها، هنرها، قوانین، آداب و رسوم اجتماعی و عادتهای افراد در یک گروه و یا در یک جامعه است. ادوارد بارنت تایلور (۱۹۱۷–۱۸۳۲) فرهنگ را مجموعه پیچیدهای از دانشها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرامیگیرد، تعریف میکند.فرهنگ در زبان پهلوی ساسانی به صورت «فرههنگ» آمده است که از دو جزء «فره» به معنای پیش و فرا و «هنگ» به معنای کشیدن و راندن، ساخته شدهاست که در نتیجه «فرهنگ» به معنای پیشکشیدن و فراکشیدن است.فرهنگ یا Culture که در لغت از ریشه کشت، زراعت و ترویج است در ادبیات اروپایی نیز از معانی متفاوت و گستردهای برخوردار است که گاه نزدیک به دویست معنا برای آن برشمردند.همین گستردگی کارکرد معنایی "فرهنگ" باعث شده است که اندیشمندان تعاریف گوناگونی را برای این مفهوم بسازند. تعاریفی که گاه با مفاهیم تمدن، سنّت، دین، ارزش، باور، هنجار، ادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1402 ساعت: 14:25

فرهنگشناسی: گفتارهایی در زمینهی فرهنگ و تمدنمؤلف: چنگیز پهلوانناشر: شرکت نشر قطرهسال چاپ: 1382تعداد صفحات: 554ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1402 ساعت: 14:25

نگرشی بر آراء و اندیشههای پائولو کوئیلومحمد تقی فعالیناشر: سازمان ملی جواناناسفند ۱۳۸۸، ۲۸۹ ص.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: پنجشنبه 27 بهمن 1401 ساعت: 14:55

از قرص اِکستازی تا دازاین هایدگرمجید نصرآبادیقرصهای روانگردان، مواد مخدر، مشروبات الکلی و سایر مخدرات سنّتی و مدرن در یک ویژگی مشترک هستند: بُرونخویش _ ایستایی. مهم نیست که از چه نوع مادهای جهت تخدیر جسم و جان استفاده میشود یا روان را دگرگون میکند و اثرات هر یک بر تن و روان چیست بلکه آنچه در تمامی اشکال مُسکرات و مُخدرات از منظر هستیشناسانه مشترک است و کاربردی یگانه دارد، بُرونخویش - ایستایی است.سازندهٔ قرص اِکستازی، الکساندر شولگین انگلیسی - آمریکایی بود که آن را در سال ۱۹۷۶ جهت درمان برخی اختلالات روانی ساخته بود و در زمینه روانداروشناسی، بهترین نامی را که میشود برای این قرص انتخاب کرد، اِکستازی نامید.اِکستازی ( به یونانی ἔκστασις )، ( به لاتین ecstasis, exstasis, extasis)، ( به انگلیسی ecstasy, ekstasis )، (به فرانسه: Extasie) و ( به آلمانی Ekstase) در زبانهای مختلف اروپایی تقریباً به یک شیوه تلفظ و نوشته میشود که همگی ریشه در زبان یونانی باستان دارد. در زبان انگلیسی امروزی برابرنهاد این واژه به فارسی، الهام، خلسه، وجد، حظ، شور و شوق بسیار، از خود بیخودی، بیخویشی، خود فراموشی، شوریدگی، جذبه، شعف، تب و تاب، شور و هیجان و سرمستی در لغتنامهها ذکر شده است.اکستازی در زبان یونان باستان از دو بخش تشکیل شده است: ek به معنای "بیرون" و stasis به معنای "ایستادن" است که میتوان آن را《برونایستادن، پیشایستادن، بیرون از خویش بودن یا از خود بیخودشدن》ترجمه کرد.شَمنها یا جادودرمانگران در قبایل ابتدایی و حتا تا به امروز از قارچهای تخدیری یا سایر روانگردانها جهت تخدیر و خلسه استفاده میکردند. هاتِف معبد دِلفی در یونان باستان که پیشگویی میکرد برای رفتن به خَلسه از گازهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: چهارشنبه 12 بهمن 1401 ساعت: 2:56

سیاست تمایز جنسیتی مجید نصرآبادی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: سه شنبه 13 دی 1401 ساعت: 16:53

خروج از صغارت نوموسمجید نصرآبادی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: سه شنبه 13 دی 1401 ساعت: 16:53

تبارشناسی سکوتمجید نصرآبادی آدمی با سخن گفتن هست که میشناسد و شناخته میشود. سخنگویی خصیصهی آدمی است. فهم آدمی در سخن گفتن نهفته است و عیب و هنرش در همین فنّ شریف نمود مییابد.انسان به مدد زبان است که از عالم حیوانات تمایز مییابد. زبان و ابزار دو امکان حیاتی در ساخت اجتماعی انسان هستند که تاریخ بشری را صورتبندی کرده و ساحتی تمدنی برای این گونه آفریده است.کودکان هنگامی که سخن گفتن میآموزند در بکار گیری از آن، هیچ آداب و ترتیبی ندارند و همین امر سخن کودکانه را شیرین و جذّاب کرده است. کودکان که هنوز حقیقت سخن ناراست را نیاموخته، بیپروا سخن میگویند و بزرگان را بر آن میدارند تا سخن راست را از کودکان بیاموزند و این حقیقتی تلخ است که کودک، دروغ را از بزرگان میآموزد و سخن نگفتن را.سخن گفتن یکی از مصادیق شهوات انسانی است و همه خواهان سخن گفتن و شنیدن هستند اما چه میشود که سخن گفتن در "فرهنگ سکوت" از نطفه خفه میشود و ظهور و بروزی نمییابد. سخن را چه میشود که تجلّی نمییابد و در پستوی ذهن نهان میماند. فرهنگ سکوت با آدمی چه میکند که این قوهی شیرین را به تلخترین وجه ممکن در طبع آدمی، نهادینه میکند.اما همین شهوت سخنگویی که تاریخ بشر را ساخته و پرورده کرده است برنهادی ( آنتیتزی ) دارد که "فرهنگ سکوت" است.چگونه میشود آدمی که شهوت سخنگویی دارد را وادار به سکوت کرد؟ آیا همانطور که تاریخ بشری زائیده بهرهگیری و بهرهوری از "قدرت سخن" است، "فرهنگ سکوت" نیز در شاکلهی تمدنی نقش داشته است؟ آیا سکوت از مصادیق معنادار است؟ آیا همانگونه که سکوت در موسیقی از مصادیق معنادار صدا هست، سکوت شخصی و جمعی انسانها نیز نشانهای از معناداری است؟از منظر روانکاوانه گروهی از تیپهای شخصیتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: سه شنبه 13 دی 1401 ساعت: 16:53

صفحه بندی